ارسال شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ ;توسط
مرضیه کلمات کلیدی :
عبادت،به معنای اظهار ذلت،عالی ترین نوع تذلل و کرنش در برار خداوند است.در اهمیت آن،همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تکوین وتشریع)برای عبادت است.خداوند می فرماید:
«وَما خَلَقتُ والجنَّوالااِنسَ اِلاّ لِیَعبُدونِ»
هدف آفرینش هستی و جن وانس ،عبادت خداوند است.
کارنامه ی همه ی انبیا و رسالت آنان نیز،دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:
«وَلَقد بَعَثنا فی کُلِ اُمۀ رَسولاً اَن اعبُدُوا الله َ وَاجتَنِبُوا الطّاغُوتَ»
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران،عبادت خدابوده است.روشت است که خدای متعال،نیازی به عبادت ما ندارد(فَاِنَّ الله غَنِّیُ عَنکُم)و سود عبادت ،به خود پرستندگان برمیگردد، همچنانکه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلم ندارد.

ریشه های عبادت؟
آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وادار می کند(یاباید وادار کند)اموری است،ازجمله:
1.عظمت خدا
انسان وقتی خود را در برابر عظمت و جلال خدایی می بیند،ناخود آگاه در برابر او احساس خضوع و فروتنی می کند.آن سان که در برابر یک دانشمند و شخصیت مهم،انسان خویشتن را کوچک و ناچیز شمرده،اوراتعظیم و تکریم می کند.
2.احساس فقر و وابستگی
طبیعت انسان چنین است که وقتی خود را نیازمند و وابسته به کسی دید،در برابرش خضوع می کند.وجود ما بسته به اراده ی خداست و در همه چیز،نیازمند به اوییم. این احساس عجز و نیاز،انسان را به پرستش خدا وا می دارد.خدایی که در نهایت کمال و بی نیازی است.در بعضی احادیث است که اگر فقر و بیماری و مرگ نبود،هرگز گردن بعضی نزد خدا خم نمی شد.

3.توجه به نعمت ها
انسان،همواره در برابر برخورداری از نعمت ها ،زبان ستایش و بندگی دارد.یادآوری نعمت های بیشمار خداوند،می تواند قوی ترین انگیزه برای توجه به خدا و عبادت او باشد.در مناجات های امامان معصوم،معمولاً ابتدا نعمت های خداوند،حتی قبل از تولد انسان،به یادآورده میشود و از این راه،محبت انسان به خدا را زنده میسازد آنگاه درخواست نیاز از او می کند.خداوند هم میفرماید:«فَلیبُدوا رَبَّ هذا اَلبَیتِ، اَلَّذی اَطمَعَهُم مِن جُوعٍ وَآمَنَهم مِن خَوفٍ».مردم پرودگار این کعبه را بپرستند،اورا که از گرسنگی سیرشان کرد و از ترس،ایمنشان نمود.در آیه ای دیگر است ،پروردگارتان را بندگی کنید،چون شما را آفرید.
4.فطرت
پرستش،جزئی از وجود و کشش فطری انسان است.این روح پرستش، که در انسان فطری است،گاهی در مسیر صحیح قرار گرفته و انسان به «خداپرستی»می رسد،گاهی انسان در سایه ی جهل یا انحراف،به پرستش سنگ و چوب و خورشید و گاو و پول و ماشین و همسر و پرستش طاغوت ها کشیده می شود.
